معرفی داستان «سال اسپاگتی» اثر هاروکی موراکامی
- Baset Orfani
- 3 days ago
- 3 min read

هاروکی موراکامی، نویسندهی برجستهی ژاپنی، یکی از مهمترین چهرههای ادبیات معاصر است که آثارش همواره ترکیبی از واقعگرایی و عناصر سوررئال را در خود جای دادهاند. داستانهای او با روایتهایی مینیمالیستی اما پر از معنا، احساسات عمیق انسانی را بازتاب میدهند و فضایی خاص و منحصربهفرد خلق میکنند که در آن مرز میان واقعیت و خیال بسیار باریک است. یکی از داستانهای کوتاه و تأملبرانگیز او «سال اسپاگتی» نام دارد که در مجموعهای از داستانهای کوتاه این نویسنده منتشر شده است.
«سال اسپاگتی» داستانی است که با نثری ساده اما سرشار از جزئیات روایت میشود. شخصیت اصلی آن، مردی جوان و منزوی است که سال ۱۹۷۱ را به طور کامل صرف خوردن اسپاگتی کرده است. او تصمیم گرفته که در طول این سال، غذای دیگری نخورد و تنها اسپاگتی را به عنوان وعدهی اصلی زندگی خود انتخاب کند. این تصمیم در نگاه نخست ممکن است عجیب یا حتی بیمعنا به نظر برسد، اما در جهان داستانی موراکامی، چنین انتخابی از سوی شخصیت اصلی، در واقع نشانهای از وضعیت روحی و روانی اوست. این شخصیت نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از لحاظ ذهنی و عاطفی نیز در یک چرخهی تکراری گرفتار شده است؛ چرخهای که در آن تنها عمل مشخص و ثابتی که انجام میدهد، پختن و خوردن اسپاگتی است.
موراکامی در این داستان، مانند بسیاری از آثار دیگرش، با زبانی موجز و فضاهایی خلوت اما عمیق، احساس تنهایی را به تصویر میکشد. شخصیت اصلی در آپارتمانش زندگی میکند، از دیگران فاصله گرفته و در دنیای خود غرق شده است. او روزهایش را به شکل یکسانی سپری میکند و ارتباطش با جهان بیرون، به حداقل ممکن رسیده است. این شیوهی زندگی نه تنها نشانهای از انزوا و دوری او از جامعه است، بلکه نوعی تلاش برای کنترل کردن محیط اطراف و دور نگه داشتن هرجومرجهای احساسی و اجتماعی محسوب میشود. درواقع، خوردن مداوم اسپاگتی میتواند به عنوان استعارهای از میل به داشتن نوعی نظم در جهانی غیرقابلپیشبینی و پر از تغییرات در نظر گرفته شود.
در کنار تمام این جنبهها، گذشته نیز همچنان در زندگی این مرد حضور دارد. در حالی که او اسپاگتی خود را میپزد و میخورد، خاطرات مختلفی به ذهنش هجوم میآورند؛ خاطراتی از افرادی که زمانی در زندگیاش حضور داشتند اما اکنون از او فاصله گرفتهاند. در طول داستان، شخصیتی به نام ایزومی مطرح میشود که به نظر میرسد یکی از افرادی است که روزی برای شخصیت اصلی اهمیت داشته است. تماسهای مکرر و پیامهایی که از سوی ایزومی دریافت میکند، او را به یاد گذشته میاندازد، اما در عین حال او هیچ تمایلی به پاسخ دادن به این تماسها ندارد. این امتناع از ارتباط با گذشته، یکی دیگر از ویژگیهای بارز شخصیتهای موراکامی است که همواره درگیر نوعی کشمکش درونی میان ماندن در خاطرات و حرکت به سوی آینده هستند.
یکی از نکات قابل توجه در این داستان، توجه موراکامی به جزئیات زندگی روزمره است. او با دقتی خاص، لحظات آمادهسازی اسپاگتی را توصیف میکند: از ریختن آب در قابلمه و گذاشتن آن روی اجاق گرفته تا جوش آمدن آب و افزودن نمک و رشتههای اسپاگتی. این جزئیات، علاوه بر ایجاد فضایی ملموس و واقعی، باعث میشود که خواننده حس نزدیکی بیشتری با شخصیت اصلی پیدا کند و ریتم تکراری زندگی او را به شکلی ملموس درک نماید.
«سال اسپاگتی» را میتوان به عنوان داستانی دربارهی تنهایی، یکنواختی، و تلاش برای ایجاد معنا در زندگی روزمره تفسیر کرد. مردی که سالی را صرف خوردن تنها یک نوع غذا کرده، در واقع نمادی از انسانی است که در مواجهه با بیثباتیها و عدم قطعیتهای زندگی، تصمیم گرفته است به یک الگوی مشخص و ثابت پناه ببرد. در عین حال، این داستان تصویری از تلاش نافرجام برای فرار از گذشته نیز ارائه میدهد. شخصیت اصلی، هرچند که خود را درون دنیای بستهی خود نگه داشته، اما خاطرات و روابطی که زمانی داشتهاند، همچنان او را دنبال میکنند و راهی برای گریز از آنها وجود ندارد.
موراکامی با نوشتن این داستان، بار دیگر ثابت میکند که میتواند با زبانی ساده اما سرشار از احساسات پنهان، جهانی را خلق کند که در آن هر خوانندهای میتواند گوشهای از تجربیات و احساسات خود را بیابد. «سال اسپاگتی» اگرچه داستانی کوتاه است، اما مانند بسیاری از دیگر آثار موراکامی، تأثیری عمیق بر ذهن و احساس خواننده میگذارد و او را به تفکر دربارهی مفاهیمی چون تنهایی، خاطرات، و معنا در زندگی دعوت میکند.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر!
نشانی کتابخانه رایگان فراز: www.faraaaz.com/shop
نشانی کتابخانه صوتی فراز: www.faraaaz.com/bookstore
امیدواریم از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشد.
منتظر نظریات شما در بخش دیدگاه هستیم.
Comments