لونگ جان سیلور – سایهای از یک انسان واقعی
- Baset Orfani
- 1 day ago
- 3 min read

در دل تاریخ ادبیات، گاهی شخصیتهایی آفریده میشوند که چنان واقعی، زنده و انسانیاند که گویی از دل زندگی بیرون جهیدهاند، نه از ذهن نویسنده. یکی از درخشانترین نمونههای چنین شخصیتی، بیتردید لونگ جان سیلور، دزد دریایی پیچیده، زیرک، خندان و در عین حال مرگبار در رمان جاودانهی «جزیره گنج» اثر رابرت لویی استیونسن است. اما آنچه کمتر گفته شده و حتی کمتر دانسته میشود، این است که این شخصیت پررمزوراز، تنها ساختهی خیال نبوده، بلکه سایهای از یک انسان واقعی را با خود حمل میکرد—شخصی به نام ویلیام هنری، شاعری یکپا، دوست و الهامبخش استیونسن.
رابرت لویی استیونسن، آن نویسندهی اسکاتلندی با روحی رمانتیک و چشمی کاوشگر، کسی نبود که آدمها را صرفاً ببیند و فراموش کند. او از آن دسته نویسندگانی بود که در درون انسانها کندوکاو میکرد؛ گوش میسپرد، نگاه میکرد، و جزئیات شخصیتیشان را در ذهن میکاشت. در یکی از دورههای زندگیاش، با مردی آشنا شد که بعدها پایهی شخصیتی یکی از بهیادماندنیترین ضدقهرمانهای تاریخ شد—مردی که نامش ویلیام هنری بود، شاعری معلول با فقط یک پا، اما با ذهنی سرشار از شوخطبعی، درکی تیز از زندگی، و کاریزمایی طبیعی که در همان برخورد اول همه را مجذوب میکرد.
ویلیام هنری، با آن وضعیت جسمانیاش، هیچگاه خود را قربانی نمیدید. او زندهدل بود، قهقههزن، و از آن تیپ انسانهایی که در جمع میدرخشند، حتی اگر تمام دنیا بخواهد آنها را نبیند. برای استیونسن، این ترکیب از ضعف فیزیکی و قدرت روحی، از نوعی طنز در کلام و عمق در نگاه، شگفتانگیز بود. او بعدها در نامهای به همسرش فلانر اشاره کرد که شخصیت لونگ جان سیلور را با الهام از ویلیام هنری ساخته؛ او را «دوست یکپای شاعر» خواند که «در وجودش نیرویی خاموش اما عظیم جریان داشت.»
لونگ جان سیلور، با آن پای چوبی معروف، لبخند مرموز، و طوطی روی شانهاش، فقط یک دزد دریایی معمولی نبود. او یک رهبر بود، یک فریبکار ماهر، یک معلم و یک خائن. پیچیده، خاکستری، و انسانی تا مغز استخوان. درست مثل ویلیام هنری. استیونسن، در روایت خود، این دوگانگی را استادانه وارد داستان کرد: مردی که میتواند همزمان مراقب و مهربان باشد و هم بیرحم و فریبنده. مردی که هم میتوانی او را تحسین کنی و هم از او بترسی. چنین لایههایی از شخصیت، تنها میتواند از درک عمیق نویسندهای از یک انسان واقعی نشأت گرفته باشد. و در اینجا، آن انسان، همان ویلیام هنری بود.
اینکه کسی با نقص جسمانی، آنچنان تأثیری بر نویسندهای بگذارد که به قهرمانِ ضدقهرمانِ اصلی یک رمان تبدیل شود، نشانهای از قدرت شخصیت اوست. و جالب آنکه در زمانی که بسیاری از نویسندگان، شخصیتهای معلول را بهعنوان نمادی از ضعف یا ترحم به تصویر میکشیدند، استیونسن با تمام جسارت، لونگ جان سیلور را به چهرهای کاریزماتیک، توانمند، خطرناک و دوستداشتنی تبدیل کرد. کسی که با تمام فقدانش، حتی از سالمترین شخصیتها نیرومندتر است.
لونگ جان سیلور نماد انسانهاییست که در لبهی اخلاق راه میروند؛ نه قهرماناند، نه شرور مطلق. و اینچنین شخصیتهایی، برخاسته از واقعیتاند، از تجربهی زیستن با آدمهایی واقعی. از معاشرت با انسانهایی که در سکوت زندگی، میدرخشند. انسانهایی مثل ویلیام هنری، که در زندگی واقعی شاید گمنام ماند، اما نام و روحش در قالب یکی از جاودانهترین شخصیتهای ادبیات، برای همیشه زنده است.
در نهایت، وقتی بار دیگر نام لونگ جان سیلور را میشنویم—با آن صدای دوگانهاش که گاهی بهظاهر مهربان و گاهی سرد و تیز میشود، با آن پای چوبی که بر عرشهی کشتی صدای "تَک تَک" میدهد، با آن نگاه پرشورش که هیچچیز از نگاهش دور نمیماند—باید به یاد بیاوریم که جادوی ادبیات همیشه از تخیل محض نمیآید. گاهی از دوستیها، از دیدن انسانها در نور واقعی، از شاعرانی یکپا که با نگاهشان، یک دنیای کامل خلق میکنند.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر!
نشانی کتابخانه رایگان فراز: www.faraaaz.com/shop
نشانی کتابخانه صوتی فراز: www.faraaaz.com/bookstore
امیدواریم از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشد.
منتظر نظریات شما در بخش دیدگاه هستیم.
Comments