تحلیل قاعده سی و سوم - ملت عشق
- Baset Orfani
- Mar 21
- 2 min read

قاعده سی و سوم: در این دنیا که همه میکوشند چیزی شوند، تو “هیچ” شو. مقصدت فنا باشد. انسان باید مثل گلدان باشد. همان طور که در گلدان نه شکل ظاهر، بلکه خلا درون مهم است، در انسان نیز نه ظن منیت، بلکه معرفت هیچ بودن اهمیت دارد.
این قاعده در نگاه اول ممکن است دعوت به پوچی و نادیده گرفتن خود به نظر برسد، اما در حقیقت مفهومی عمیق و عرفانی را مطرح میکند. در جهانی که همه درگیر "شدن" هستند—شدنِ چیزی، کسی، مقامی—این قاعده از ما میخواهد که به "هیچ شدن" بیندیشیم. اما این هیچ شدن، به معنای از بین رفتن یا بیارزش بودن نیست، بلکه نوعی رهایی از قید منیت و تعلقات نفس است.
تشبیه انسان به گلدان، تصویری ساده اما بسیار تأثیرگذار است. گلدان اگرچه دارای شکل و ظاهری است، اما آنچه به آن معنا میبخشد، فضای خالی درون آن است که امکان رشد و پرورش را فراهم میآورد. همین اصل درباره انسان نیز صدق میکند. اگر وجود خود را با تصورات، توقعات و منیت پر کنیم، جایی برای پذیرش حقیقت باقی نمیماند. اما اگر درون خود را از این توهمات تهی کنیم، میتوانیم پذیرای معرفت و حقیقت شویم.
این قاعده همچنین به فنا اشاره میکند، که در عرفان به معنای از دست دادن خود در دریای هستی است، جایی که فرد دیگر خود را جدای از کل نمیبیند و در وحدت با هستی، به آگاهی و آرامشی عمیقتر میرسد. به بیان دیگر، این هیچ شدن در واقع راهی برای یکی شدن با همه چیز است.
در نهایت، این قاعده ما را به تأمل درباره معنای واقعی وجود و مسیر زندگی دعوت میکند. آیا ارزش انسان به دستاوردها و تعاریفی است که جامعه برای او قائل میشود، یا به کیفیت آگاهی و درک او از هستی؟ پاسخ این قاعده روشن است: ارزش در فهمِ بیارزش بودنِ تعاریف است.
بنگاه انتشاراتی فراز
فراز، آیینهدار فرهنگ و هنر
برای ارسال مقالات و آثار علمی خود با هدف انتشار در نشریات فراز، خواهشمندیم با آدرسهای زیر تماس بگیرید.
با ما به تماس شوید:
امیدواریم که از خواندن این مطلب لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال میشویم نظرات و پشنهادات خود را در مورد مطلب فوق در بخش دیدگاهها با ما بهاشتراک بگذارید.
Comments